چهار دستو پا رفتنت
اما اگه بگم از چهار دستو پا رفتنت ،اینقدر خنده دارو با نمک بود که هر کس میدیدت میخندید و حتما باید یه بوس بهت میکرد تو هم که خوش اخلاق میرفتی پیش همه ،تپلو و ناز نازی بودی.
اخه میدونی نفسم . . . . . وقتی 5ماهه بودی رو دستات بلند شدی و شروع کردی به دنده عقب رفتن .دو هفته بعد هم شروع به چهار دستو پا رفتن کردی و اینم تا دو هفته دوام داشت .رفتیم عسلویه ،پیش بابا که داخل مهمانسرای اتی ساز .اونجا موکتاش زبر بودن تو هم که حتما میخواستی شیطونی کنی در اخر با مغزکوچولوت گفت که باید زانوهامو بگیرم بالا و با کف پاهام و کف دستام راه برم .اره عزیزم کلا باسنت رو میدادی بالا و خیلی خیلی خنده دار با سرعت میرفتی .دوستای بابایی بهت میگفتن F14
هم تندو تیز میرفتی هم اینکه سریع میرفتی از دوستات و هم سنیهات حتی اونایی که بزرگتر از تو بودن وسایلت رو و اسباب بازی هارو میگرفتی و می اومدی البته با یه چنگ روش
چاره ای برا ما نمیموند جز معزرتخواهی


azizam



چهار دستو پا رفتنت 
